مرا دوست بدار اندکی ولی طولانی♥
در این دنیا همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
مرا شمیم حضورت کافیست دگر نیاز به امدن و قهوه خوردن نیست برای جوکر کسی که در نظرات نوشته بود نوشتن رو متوقف نکن باید بگم نوشتن رو خیلی وقته متوقف کردم هر چند وقت یک بار فقط جملاتی کوتاه به ذهنم میاد و می نویسم و اینکه چرا انقدر جدی اگه اشتباه نکنم باید بگم هیچ وقت احساسات رو نمیشه سرسری گرفت ----------- برای .... بغض و غصه را ستاره و ماه کافی نیست درد را کوه میخواهد تحمل کردن گریه را شانه ای برای گریستن روزهای بودن تو؛روزهای دیدن تو ای بهانه من، لحظه لحظه های عمر من روزهای خوش؛روزهای بودن توست گیجم؛خیال تو کنار این خاطرات پژمرده،بسان سایه ایست ترک خورده خندیدی؛گریستم گریستم به قلب شکسته ام؛خندیدی به تکه های دلم! خندیدی و من گریستم از خنده ات چرا که قلب من شیشه عمر تو بود! امیده من؛خیاله من؛بیا دوباره در کناره من و تو هنوز نیامدی!! شاید منتظری به ماه مرگم برسم و بیایی! سال نو رو به همتون تبریک می گم و امیدوارم سال خوبی باشه از نظراتتون منو محروم نکنین تشکر ننوشتم از خودم چرا؟ پرسیدم از خودم پرسیدم از تو بارها! ترسیدم از تو ترسیدم از خودم بارها نالیدم از خودم نالیدم از تو چرا؟ تکرار می کنم چرا ؟ بارها! بارها! چرا؟ می گم و می نویسم و میخوام که به یادت باشم! گفتم: درد را چه بخوانی چه نخوانی درد است! منی که دلم چون حصار پرنده ای است مردنی ! برای من که غمم مثال عشق پرستیدنیست حضور این همه تنهایی بهانه ای است ستودنی که میان من و یاد تو پرند ه ای است مردنی! شرمنده از همه دوستان که اینجا رو دیر به دیر آپ می کنم راستش بعضی وقتا ذهنم از نوشتن خالی میشه ولی هر وقت چیزی به ذهن و قلبم برسه همینجا میذارم به یاد فاصله ها هایی که تو را از من خواهد گرفت هرگز در اندیشه تنهایی نبوده ام در اندیشه لحظه هایی که بدون تو پایان خواهد گرفت ولی چه سود که تقدیر مرا همیشه دچار هرگز ها کرد. دلگیرم از منی که بی تو غمگینم بی نهایت ترین حس در طول روز ، حس خواستن توست. سال نو مبارك خيالت را در آغوش ميگيرم و لحظه ها را با سكوت پر مي كنم اين روزها همدم تنهايي من خيال زيباي توست ديگر نخواهم نوشت من تنها هستم ديگر از فاصله ها دلگير نخواهم شد ديگر بدون تو بغض نخواهم كرد چرا كه ديگر در اين دنيا زندگي نخواهم كرد دوباره تنهايي و من کاش چشمانم همیشه بسته بود! با هم بوديم ولي من بي تو و تو بي من اينك ما زهم دوريم و باز هم من بي تو و تو بي من كاش: هر دو صاحب يكديگر بوديم حتي دور از هم
تو خسته از من
دنیا خسته از من
ولی
میان این همه خستگی
من دلبسته تو
تو خسته از من!
دوباره من و ياد تو
دوباره تو و فاصله
دوباره فاصله و من
دوباره همه با هم به غيرمن و تو
چشمانم را می گشایم تو گم می شوی.


